6.10.2010
پدیده های شبانه
6.03.2010
revelations of the frozen marshlands
there is the dictation mistake "relevations"
but I am too lazy to fix it
music download link: Crusades_Campaign2-Melancholy.mp3
6.02.2010
5.23.2010
a poem
I believed today
5.22.2010
to wake up or not to wake up!
Travel the world and the seven seas.
Everybody's looking for something.
5.09.2010
شيخ نامه
در اين گفتگو بودند كه ناگه سگان احمد خاتمي بر ايشان فرود آمدند و اسب شيخ و الاغ سانچو توقيف كردند و بگرفتنشان و ببردند.
در راه بود كه سانچو حقيقت غولها دريافت و به شيخ ايمان آورد.
5.08.2010
حكايت
براي ديدن تصوير بزرگتر روي عكس كليك كنيد4.23.2010
The End
I contacted the visa agency just now and I was told that even if you get the
visa from Chinese embassy in Iran, it would be so hard to extend your visa
in China. Generally, they don't accept the extension material for Business
Visa with the nationality of Iran. Therefore, I'm afraid we are unable to
have you this time. We really appreciate your architectural capability, and
we hope you can join us when the policy changes in the near future.
Terribly sorry about that.
All my best,
Zhang Jingjing
MAD Architects
4.06.2010
NY-TEHRAN-BEIJING
knowledge, even if in China, a Persian man will find it. Mohammad
3.23.2010
اجرای فین فینی
محسن نامجو برای برنامه پارازیت در حول و حوش سال تحویل چند تا از آهنگ هاش رو اجرا کرد که آهنگها اصلا شاد که نبودند هیچ خیلیم غم انگیز بودند! من مونده بودم قیافه داغون نامجو رو ببینم یا قیافه های خز و خیل و فریاد های شیکم سیران و بی غشان VOA یا تلاش بی فرجام مجری برنامه برای شاد کردن فضا! یه عده میگن که چیز زده بود و خودش نبود یه عده هم می گن این فین ها به خاطر غم و غصه و این حرفهاست! یه جوریم این رو میگن که یعنی اشکال نداره حالا این دفعه! یکی دیگم کلی از تیریپ آشناییش با نامجو می گفت و اینکه چه قدر غرق مواد بوده او این حرفها و وضعش خراب بوده!!! این رو البته خیلیهای دیگه هم به من گفته بودند و بعدش سرشون رو تکون داده بودند و آهی کشیده بودند! من هم همیشه سکوت کردم و سرم رو یه جوری تکون داده ام که اصلا معلوم نشود که من نظرم چیه! اما دیگه این اجرای این دفعه نامجو و فضا و همه چیزه دیگش باعث شد که خار در تن کرگدن برود و من واکنش نشون بدهم!
ببین عزیز من! هنرمند (نه این مجری ها که خیلی خوب هم از قضا اجرا می کنند) دنیای آزاد خودش رو داره! معیارهای فکری خودش رو داره! عرف و ارزشهای خودش رو داره! سبک زندگی خودش رو داره! هنرمند خلق می کنه! اگه بخوای خلق کنی باید خارج از کلیشه های رایج بتونی حرکت کنی! خیلیها هستند که تکنیک رو خوب بلدند! مثلا مثل گل خراطی می کنند یا نقاشی می کشند و آثار ایکس و ایگرگ را کپی می کنند! فلان قطعه فلان موسیقیدان رو می زنند! تو کتابهای فلان معمار شنا می کنند و ادای فلان نویسنده را در می آورند!
عده ای هم اینها مثل هنرمندان لباس می پوشند و ازین چفیه های جینگولی می اندازند و پاچه هایشان پاره است و مثل چی سیگار می کشند و کفشهاشان هم باید حتما کتانی باشد! خفه شده اند در کلیشه ها!
ببین! عزیز من کسی که آهنگهای گروه DOORS را می سازد و بوف کور می نویسد بایدم در پاریس خودکشی کند چون در آن آهنگها و نوشته ها زندگی کرده است! کسی که با nirvana موسیقی راک را دگرگون می کند در دنیایش دوست دارد drug بزند اصلا به من تو چه که در زندگی شخصیش چه می گذرد! اصلا اگر معیارهای فکری و اخلاقی من و تو با او یکی بود که او فرانک لوید رایت و لکوربوزیه نمی شد!
اون کسی که در مشهد مقدس در برابر چشمان از حدقه بیرون زده یک مشت مشهدی ندید پدید "واق واق" می کند و آن آهنگها را با موجوداتی مثل عبدی می سازد و از دانشگاه تهران بیرون انداخته می شود و ننه بابا و زمین و آسمان بهش می گویند خفه شو نخوان اگر تا الان زنده مانده است معجزه است! دیگر شما مشهدی ها لا اقل می فهمید من راجع به چه فضای مسمومی صحبت می کنم! هوای مشهد برای یک هنرمند از دود سیگار هزار بار مرگ بار ترست!
حالا اینها به کنار! به نظر من این مجری قد کوتاه صدای آمریکا یا از قصد با قرار دادن نامجو در برابر تماشاچیان حاضر در استودیو که اکثرا اسکل بودند و آمده بودند برای قر دادن، یک مجموعه طنز آمیز درست کرد! یا mood نامجو او و بقیه رو در آفساید قرار داد و به مسخره گرفت! یعنی این بخش نامجو ویدیو نوروزیت رو باید هزار بار دید و به قیافه های هشت در چهار هزار بار خندید که به جای اندی و ابی با آهنگهای مشهدی ناراحت ما مواجه شدند! و در واقع تحملش کردند! ها هاااااا
آی خندیدم به ریشِ فکر کوته و طبع نتراشیدتان!
3.22.2010
situations
2. get admission, wont be able to defer. get my Chinese visa in NYC and leave US at April 15 and return to US in August 15th to continue studies!
3. wait-listed for admission, got to wait till mid-April, can't plan anything ahead ... (worst situation!)
4. no admission, leave US at the end of April to Iran, stay there for two months, trip to Pakistan and India, then China and begin work at MAD for couple of years.
5. no admission, leave US at the end of April to Iran, get arrested at the airport, to Evin prison for sometime! leave the prison, become political activist!
6. no admission, leave US to Iran, passport taken away by authorities, stuck in Iran! return to work for my former employer in Tehran!
7. no admission, leave US to Iran, Chinese visa rejected in Tehran, stuck in Iran. become a Sufi shepherd!
3.21.2010
سال نو مبارک
3.17.2010
affairs with the mailman
I have always been told
Of that bigger picture
I don’t want to see
Of that written destiny
Within my life’s limitations
They imposed on me
Don’t tell me that it is over
I have seen it begun
in my boundless dreams
in my affair with the mailman
and that white large envelope
he will bring me one day
I wrote about it all
In my affair with the words
In those letters I kissed good bye
3.11.2010
برج سازی با مردم
یادش بخیر! مهندس صحاف کتابی را در اتاقش در گروه معماری نگهداری می کرد – شکل برخورد با کتاب بیشتر حالت نگهداری از آن را می رساند تا برای مثال مطالعه یا فهمیدن آن - به اسم "ساختمان سازی با مردم" یا اسمی مانند آن. بسیار هم توصیه می کرد که این کتاب را بخوانید. بعدها من در رشته طراحی شهری فهمیدم منظور کل داستان همان
public participation بوده است
جدا از اسم لینک – تبریز مدرن!- تو خود لینک به عناوین جالب تری هم برخوردم مثل: تبریز شهر آرزوها، تبریز پیشتاز در امر برج سازی، تبریز برج شهر ایران! و البته متنی بسیار جالب که من را به یاد آن جوک معروف "تبریز پایتخت میشه او ...پس ما هم شدیم بچه تهرون" انداخت:
از نگاه نویسنده هرچه ساختمانهای شهر بلند مرتبه تر باشند شهر پیشرفته تر و "مدرن تر" است!
" همانطور که میدانیم تبریز یکی از بهترین شهرهای مدرن از نظر بلند مرتبه سازی و زیبایی ساختمان در کشور میباشد.چرا که شما در هر کوی و محل چندین برج بالای ۱۰ طبقه مشاهده خواهید کرد . این بلند مرتبه سازی از قدیم الایام در تبریز رسم بوده است.چرا که اولین وبلندترین برج کنترل آتش نشانی کشور با ۲۳ متر چند صد سال پیش در تبریز احداث شده یا ارک علیشاه که ۴۰ متر بلندی دارد و یا برج کارخانه آجر پزی باقی مانده از دوران قاجار که ۵۰ متر بلندی دارد یا برج شهرداری تبریز با ارتفاع ۳۱ متر که ۱۰۰ سال پیش به عنوان اولین شهرداری کشور توسط آلمانی ها ساخته شد."
" یکی از معیارهای ارزیابی زیبایی و مدرنیته بودن شهرها بلند مرتبه سازی و زیبایی نمای ساختمانها در آن شهر میباشد بطوری که با وجود برجها و آسمان خراشها وبزرگراهها و پلهای مدرن و فضای سبز در کنار هم در یک شهر آن شهر را تبدیل به یک شهر زیبا و عام پسند میکند."
این بخش آخر مرا به یاد مانیفیست معماری فوتوریستی در اوایل قرن بیستم می اندازد اما جدا از این صداقت نویسنده در چند سطر بالا بسیار جالب و ستودنی است! شهر زیبا و عام پسند! به نظر من نویسنده نه تنها از لحاظ رشد فکری به انسان حدود 100 سال پیش شبیه است بلکه خصوصیت ساده دل بودن ، بی آلایشی و صداقت اجدادش را نیز به نیکی حفظ کرده است!
نویسنده این بلاگ به گفته خودش دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت و بسیار علاقمند به پیشرفت و عمران شهر مورد علاقه اش می باشد. مدیرآینده مملکت و کارفرمای فردای من و شما! واقعا تجسم شهرهای فردای ایران عزیزمان که ساختمان سازیش با این مردم فهیم و مدیریتش با دوستانی از قبیل این نویسنده است آنقدر هیجان انگیز است که قلب من طاقت تحمل آن را نداشته و اجالتا مسوولیت سنگین برج سازی را به سایر همکاران واگذار می کنم!
depressed to death!
let me tell u about the connection between depression and heart disease, Columbia and New York City.1. some MFs in wall street, downtown Manhattan, F up the economy
2. you can't find a job
3. you get depressed
4. you drink alcohol
5. you get heart problems
6. Columbia tells you how to cure depression and heart disease
7. you go to Columbia hospital
8. you pay them
9. Columbia buys stocks in wall street with your money
10. economy gets worse
11. you have a heart stroke while drinking beer and watching stocks dive on TV
3.09.2010
Qoute
"We can easily forgive a child who is afraid of the dark; the real tragedy of life is when men are afraid of the light."
Plato
from Milad Blog
3.05.2010
سه تا مونده
3.02.2010
2.23.2010
بدون تیتر
2.09.2010
تهدید سبز
بابا به بچه: باز که نمره هات بد شده چرا درس نمی خونی آخه!
یه بار دیگه نمره تک بگیری لباس سبز تنت می کنم می برمت راهپیمایی
2.07.2010
تقدیم به مشهدی ها

این عکس را که در فیس بوک دیدم یاد روزی افتادم که گذرم به یک چاپخانه قدیمی در طرفهای گنبد سبز مشهد افتاد و عکسهایی را دیدم که گویای شهری بودند که آنهم از قضا اسمش مشهد بود! ناخدا گاه در آن لحظه انبوهی از خاطرات کودکیم از مشهد بیادم آمد... تونل سبز میان فلکه پارک و سه را کوکا.... آدمهایی که به درختان توت بلوار وکیل آباد آویزان شده بودند و بچه هایی که در جاده وسط بولوار فوتبال بازی می کردند! خط 7 اتوبوس وکیل آباد و تابلو مشهد 5 کیلومتر دم در خانه مان... همین بلوار ملک آباد که در بهار یه چیز های سفیدی از درختانش می ریخت تو هوا که بدون اسپشیال افکت و این حرفها ازون فضا معنایی های تو فیلمها درست می کرد
خیابان احمداباد و درختانش و حتی بیمارستان گهرشاد که درش بدنیا آمدم و حرم و صد ها چیز دیگر... خیابان اصلی شهرجدید (سجاد فعلی) هنوز خاکی بود. نه قاسم آبادی بود و نه اتوبانی...آزادشهر را تازه داشتند می ساختند و پشت خانه ما دیگر بیابان بود
شهر شهریت داشت! هویت داشت! زیبایی داشت! هوایش پاک بود و آبش زلال! آن روزها که ایران موشک و بمب می خورد و قطعی برق شمعها را در خانه ها به صف می کرد مشهد اینگار جنگ به چپش هم نبود
الحق دم شهرداریهای سالهای بعد انقلاب گرم ! آنچنان همتی که کردند و تیشه ای به ریشه شهر و مردمانش زدند و از بیخ هرچه زیبایی بود کندند و ویران کردند . واقعا شهرداریها تا به چه حد می توانند ویران کننده باشند و مردمان تا به چه حد پپه!
این روزهای بعد از انتخابات! از من می پرسند مشهدی! از تظاهرات مشهد چه خبر! می گویم آن سبزیجات بد دهنی که من می شناسم خانشان را سرشان خراب کردند صداشان در نیامد چه برسد به واکنش سیاسی! تاثیربافت شهر و فضای شهری، ترکیب اجتماعی و احساس تعلق و هویت نه تنها درچنین مواقع حساسی نمود پیدا می کند بلکه بسیاری از خصوصیات ذهنی و رفتاری تک تک شهروندان را نیز تعیین می کند
2.01.2010
never cry wolf
visiting Tundra has been my dream for many years, after watching "never cry wolf" I decided to try to make my way to north this summer. wish me luck!




