7.30.2006

What tomorrow may bring

Tell me what is true love?

Tell me if it does exist?

Or that it melts away like winter breeze?

Or that it is temporary as the color of trees?

Is it originated from these childish love games, everyday we play?

Tell me why feelings in my mind vanish just as I ask them to stay?

Is this a riddle I am supposed to solve?

Or that there are other faces I don’t know of love?

Did I miss my chances? Did I ever have one?

Or maybe I neglected the world round me while I was on run?


My eyes on the door, my ears waiting for the telephone ring

for that I dream of what tomorrow may bring

Drowned in all time hesitation, this is my dialogue with myself

of the life I never chosen, the life which endures

and I gradually discover the meanings lie in everyday words


Afraid to see them vaporized as they are touched by my mouth

I save my dreams deep inside ignoring how unreal they may be

Putting them away, I shall observe my life as naked it is

Maybe I should wait for my next discovery

The one telling me what true love is …

SINA MESDAGHI
JULY 31 06

6.30.2006

بیانیه ستون پنجم _ شعبه دانشگاه تهران

و ما به تهران آمديم و با ياد گرفتنه اسم چند خيابا ن و ميدان و اتبان تهراني شديم و قرار است نمره ماشينمان را هم عوض کنيم تا ديگر کسي به هويت پليده مشديه مان پي نبرد
و رفتيم به اين دانشگاه که ميگن دانشگاهه مادر (مرده) ايران است و ما يک سري لایيک سکولار (همون کافره خودمان) که داد ميزدند مرگ بر ديکتاتور و البته ما فکر مي كنيم منظورشان از ديکتاتور همان جرج بوده است
و البته امنتظاماتي هاي اينجا اصلاً بخاري ندارند و مثل انتظاماتي هاي دانشگاهه خودمان (مشهد) موثر عمل نميکنند و گير نميدهند به چيزي و ما پيشنهد مي كنيم که يک اکيپ از انتظاماتي هاي ورزيده، کار درست، با قابليته چسبنگي و گيردهي بالا را ور دارند بيارند اينجا و کلاسه آموزشي بگذارند براي انتظاماتي هاي اينجا تا از موضع سيب زميني خارج شوند
و ما در وسط آن شلوغ پولوقي آن برادر اطلاعاتي را ديديم که اصلاً شبيهه اطلاعاتي ها نبود و فکر کنم فقط من فهميدم که اطلاعاتي است و کلت بسته زيره کتش البته اينکه در گرماي 35 40 درجه کسي کت بپوشد اصلاً مسئله مشکوکي نيست و اصلاً بيخود کرده کسي مشکوک شود و ما ميگويم اصلاً چرا کلتتو قايم ميکني قايم که نكن که هيچ مثل برادرانه بسيجي که براي نمايشگاهه دفاع مقدس تحميلي تانک آوردن تو دانشگاه پلي تکنيک کبير تو هم سواره تانک شو و با موشک شهاب سه و چهار و غيره بيا تا اين ياره دبستاني ها حساب دستشون بياد و ما نفهميديم که اين ياره دبستاني ها حرف حسابشون چيست خوب حرف اين عزيزان رو هم بايد گوش کرد اين ها هم خوب کارت دانشجویی دارند خوب ميخواهند رئيس عوض شود خوب بشود کي از همين حاج آقا قرائتي خودمان بهتر که هر روز با از اون پاترل شيشه دودي هاي دهه 60 ميايد نماز ميخواند در مسجد البته اين عزيزان روشون زياد شده است ميگن دانشگاه پادگان شده آخر کجاي دانشگاه نازو گل بل بل ما پادگان است سيم خاردر که هنوز نکشيديم دورش
حالا يه کارت نگاه مي کنند دم در تازه ما پيشنهاد مي كنيم ايست بازرسي بگذارند و تا شرت زيرتان را هم بگردند چه معني دارد دانشجو امپی تری پلیر بياورد دانشگاه اهنگي گوش کند که ما نميتونيم بشنويم و گير دهيم و در مورد آن توانچه قاجار و موسوي خویینی هم اينجا من افشاگري کنم که من خودم ديدم که در کوي دانشگاه به قول سردار طلایی به مردم حتاکي کردند و ميگفتند مردم حمايت حمايت که يکي به من گفت اين حمايت يک فحش خيلي بدي است و من ديدم که اون موسوي داشت با مشت بر سپره از پر نازک تر آن مامور معصوم مي زد که فقط جز باتوم ،اسپري فلفل، گاز اشکاور، کلاه خود و تانک آب پاش چيزي ديگري براي دفاع از خود نداشت و آدم ياد کربلا ميفتاد که چه جوري سربازان اسلام (گارد ويژه) رو کتک ميزدند اين دانشجو نما ها، پس اينها بايد ميرفتند پيش اوين که رفتند و اين اوين بايد آدمه خيلي خفني باشد که همه را ميبرند پيش او و هرکي که از دست اوين در رفته فرداش در يکي از كشور هاي ناشناخته امريکاي جنوبي (که البته در جامه جهاني خوب بازي کردند و حذف شدند) پيدا شده و ما اينهارا گفتيم تا شفاف سازي شود و همه ملت بداند که ما جلوي تکان خوردن قاسم اباد مشهد را گرفتيم اينجا هم ميگويم منافق هيا کن دانشگاه مارو رها کن و برو يک جاي ديگر

ستون پنجم - بخش شفافيت

6.19.2006

"No One's There" - Korn

You and me
We have no faces
Soon our lives they'll be erased
Do you think they will remember?
Or will we just be replaced
Oh I wish that I could see,
How I wish that I could fly
All the things that hang above me
To a place where I can cry
So what can it be?
No one hears me call,
Echoes back at me
No ones there.
To all these nameless feelings
I cant deal with in my life
To all these greedy people
Trying to feed on what is mine
You've got to filll your hunger
And stop fucking with my mind
I know its time to leave these places far behind
Where are all these feelings hiding?
Dancing in and out my mind
Burning up all that I long for
Feeding me till my decline
Where are you?
My soul is bleeding
I am searching am I blind?
All alone and bound forever
Trapped inside me for all time

6.16.2006

اسکیس ابتدایی طرح 1 (طراحی شهری محدوده ارگ قدیم مشهد) اردیبهشت 85

آیا باید به ارتفاع رفت؟

Future Urban Space Prototype


Streets and squars will not be the only types of urban
space in future, as they are today. Technological advances
in mass structure constructions, same as in Architecture's
ideal forms will ultimaley result in city form transformation
and therfore will vanish today's 2D city structure.
Urban Plaza 's across the urban platforms will be the urban
space prototype. The prototype will be a mixed-use structure
containing, commercial (shopping), cultural and entertaining spaces.

ARCHITECTURE+URBAN PLANNING=URBAN DESIGN


just the same as it has been from the begining,
form of the city has been defined by the
architecture of the buildings and the relation
between every individual building. the evolution
in architecture will surely result in city form
transformation.

JUNK SPACES


Today's urban spaces have thoroughly lost their glorious impacts
of the past. Simply they don't exist in city sturcture anymore.
What we observe today is a complete junk space with no bright
plan for future. Post modernism has infected the minds of architects
and urban designers of our time as they have closed their eyes upon
the future which is getting closer every minune. LIFE and FORM of
city has chosen diffrent routes toward future. It is the cause of
the urban form tragedy which we face today.

پایان نامه من و خودکار قرمز دکتر بحرینی 2

پایان نامه من و خودکار قرمز دکتر بحرینی

6.12.2006

PRESENCE

I always enjoy making some small time discoveries in my life. Today I made my most important discovery in recent days. I discovered my presence.

6.01.2006

بیانیه انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران ،طيف دموكراسي خواه

طي چند ماه اخير شاهد گسترده تر شدن اعتراضات دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران به امنيتي كردن فضاي دانشگاه و برهم زدن امنيت رواني دانشجويان، دخالت مسئولين دانشگاه تهران در مسائل داخلي انجمن هاي اسلامي و عدم اجازه برگزاري برنامه به انجمن هاي اسلامي دانشجويان دموكراسي خواه - بصورتي كه عملا منجر به تصفيه و حذف نيروهاي دموكراسي خواه انجمن اسلامي از اين مجموعه گرديد و فضا را براي يكه تازي طيف سنتي در اين تشكل اصيل دانشجويي فراهم نموده است - و نيز فرآيند بازنشسته كردن برخي اساتيد دانشگاه تهران بوده ايم كه موج دستگيري و احضار فعالين دانشجويي دانشگاه تهران را بدنبال داشته است، طي چند ماه اخير انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران [طيف دموكراسي خواه ] در تمامي گفت و گوها با مسئولين دانشگاه هشدارهاي متعددي را نسبت به تبعات تصميمات مسئولين دانشگاه اعلام داشته بود و در پي عدم تحقق مطالبات به حق دانشجويان دانشگاه، سرانجام دامنه اعتراضات به كوي دانشگاه تهران رسيد و در پي آن اعتراضات دانشجويان به شكل هرچه وسيعتر در هفته اخير تداوم يافت و اين نتيجه نشنيدن صداي مطالبات دانشجويي توسط مسئولين و ضعف مديريت آنان بود.
انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران [طيف دموكراسي خواه ] هشدار مي دهد كه متاسفانه از شواهد و قراين پيداست كه دستهايي در كار است تا با ايجاد فضاي رعب و وحشت در دانشگاه، فضاي دانشگاه را به تشنج كشانده و از اين طريق به حذف فعالين دانشجويي بپردازد. ليكن ما اعلام مي كنيم كه روح حاكم بر حركات دانشجويي همواره عقلانيت و دوري از تشنج و خشونت بوده و اين را همواره اثبات نموده است. دانشجويان مي دانند كه مسير آزادي و دموكراسي از خشونت نمي گذرد و ايستادگي همراه با تدبير بيشترين و بهترين نتايج را عايد ايشان خواهد نمود. لذا انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران [دموكراسي خواه] ضمن محكوميت تمامي حركات خشونت طلبانه در تجمعات روزهاي اخير از جمله ضرب و شتم دانشجويان در كوي دانشگاه و حمله به يادمان شهدا در دانشكده حقوق و علوم سياسي، برهم زدن نظم سخنراني دكتر عباسي در دانشكده ادبيات و تخريب اموال عمومي دانشگاه و ضمن تشكر از تلاش مسئولين دانشگاه در برآورده شدن يكي از خواسته هاي دانشگاه يعني آزادي تمام بازداشت شدگان و تشكر از مسئولين كوي دانشگاه تهران در رساندن سريع زخمي هاي كوي دانشگاه و پيگيري درمان و ترخيص آنها همچنان در برآورده شدن ساير مطالبات خويش به شرح ذيل تأكيد دارد:
1-
لغو تمامي احضارهاي فعالين دانشجويي به كميته هاي انضباطي و احكام صادر شده براي فعالين دانشجويي. بعنوان مثال لغو احضار فله اي بيش از 25 تن از فعالين سياسي دانشگاه تهران به كميته انضباطي
2-
برچيده شدن فضاي امنيتي دانشگاه و رعايت حريم شخصي دانشجويان و عدم تعرض و تفتيش در حريم زندگي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران
3-
آزادي فعاليت گروه ها ي سياسي حاضر در دانشگاه، دادن مجوز به تشكل هاي مستقل دانشجويي، عدم دخالت و جانبداري در مسائل داخلي تشكل هاي دانشجويي و انجمن هاي اسلامي و به رسميت شناختن انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران [طيف دموكراسي خواه]
در پايان ضمن ابزار همدردي با دانشجويان در رابطه با وقايع اسفناك كوي، حمايت همه جانبه خود را از مطالبات دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران اعلام نموده و پيگيري مطالبات مذكور را در دستور كار خود قرار داده و خواستار ادامه تعامل مثبت مسئولين دانشگاه در اين رابطه مي شويم. بديهي است كه در صورت قطع تعامل مسئولين دانشگاه در برآورده شدن مطالبات نسبت به اقدامات مقتضي تصميم گرفته خواهد شد

5.26.2006


وظيفه مابه‌عنوان شهرسازان آينده چيست؟ آيا بايستي شهرهايي را براي انسان فردا طراحي كنيم؟ آيا بايد انسان امروز را وادار به زندگي در شهر آرماني و تكنولوژيك خود كنيم؟

آينده را نسازيم، بلكه راه رسيدن به آينده را تصوير كنيم
بايد بدنبال شهر ايده‌آل مردم كوچه وبازار بود، مردماني كه گذشته را بسرعت فراموش خواهند كرد واز اكنون در روياي آينده زندگي مي‌كنند
با زنده سازي آنچه توسط مردم كوچه وبازار مطرود وبه كناري گذاشته شده است، كاري است بس عبث
زندگي درجريان است و تداوم دارد و همواره مكان مي‌گيرد
(Takes place)
(- نوربرگ شولتس، معماری: حضور، زبان و مکان ترجمه سید احمدیان)
چه خوب است كه كالبد شهرهاي فردا مكان مناسبي براي روحيه مردم فردا باشد
آرمان نهايي، ترسيم شهري براي انسان انتخابگر فرداست

هر نسلی باید شهر خود را بسازد- سانتا الیا

موضوع پایان نامه ام درست بمانند ذهنم از آشفتگی رنج می برد
انسان اسكيت سوار، لپ تاپ به دست و متصل به اينترنت بی‌سیم كه با نشستن بر روي هر نيمكتي در پارك، آن را به فضاي كار خود
مبدل مي‌سازد، به راستي تصويري جالب از انسان قرن بيست و يكم است. اما آيا اين تصوير تمامي ابعاد تأثير تكنولوژي را در زندگي روزمره انسان بيان مي كند؟ آيا دنياي ديجيتالي شده اطراف ما بيش از پيش ذهن مارا انباشته از اطلاعات نكرده است؟ بعد نك تيز نفوذ رسانه‌ها، امروز از اتمامي لايه‌هاي ايزوله شده خانه‌هاي ما گذشته است. تلويزيون و راديو كه زماني بنيانهاي فرهنگي جوامع را به لرزه مي‌انداختند دربرابر غولهايي چون شبكه‌هاي ماهواره‌اي، نرم افزارهاي كامپيوتري و اينترنت به بازيچه‌هايي مي‌مانند. انکار اين موضوع كه زيرساختهاي فرهنگي و اجتماعي جوامع به‌شدت درحال تغيير و تحول شگرفي هستند كه از بابت انفجار اطلاعات و ارتباطات حادث شده است، امري عبث است
حقيقت جهش خيره كننده نمودارها و گرافها خبر از تحولاتي عظيم در فرم و كالبد معماري، شكل شهر و درك ساكنان از فضاي شهري مي‌دهد
ادامه دارد

5.25.2006

Fingertips


In the time it takes to laugh,
love can turn the key.
Crystal clear the future liesand
what will be will be.

Don't hold it back,
take the chance you missed.
Don't hold it back,
fill the emptiness.

Soon the time to say farewell,
will come with no return.
Older now but wiser from
lessons we have learned.

Don't hold it back,
take the chance you missed.
Don't hold it back,
fill the emptiness.

Slip through your fingertips,
Speak from your heart don't let it
Slip through your fingertips,
Search for the feeling in it.
Don't let it -Slip through your fingertips,
Lost if you leave too late.
All at your fingertips,
Gone if you hesitate.

CAMEL-Pressure Points (live concert) 1984

بر عبث می پایم

دستها می سایم تا دری بگشایم
بر عبث می پایم
تا به در کس آید
در و دیوار به هم ریخته شان
بر سرم می شکند
نیما

کوی دانشگاه در خون شد







چند توضیح راجع به حوادث کوی دانشگاه و اظهار نظرهای مسئولین! این مطلب رو به این دلیل می نویسم که روزنامه ی شرق و سایت ایسنا که می شه گفت جزء معدود رسانه های داخلی هستند که اخبار مربوط به دانشجویان رو اعلام می کند، اخبار اخیر رو به شدت سانسور کردند...
حسام‌الديني علامه، دبير تشكيلات انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران، در گفت‌وگوبا خبرنگار ايسنا دربارهموضع انجمن اسلامي درباره حوادث شب گذشته (سه‌شنبه) كوي دانشگاه تهران، هرگونه ارتباط اين تجمع با اعضاي انجمن را رد كرد.
ISNA


این آقای علامه که از طرف انجمن اسلامی اظهار نظر می کنه! اصلا از طرف دانشجویان دانشگاه تهران به رسمیت شناخته نمی شه! کلا انجمنی که از اون به عنوان انجمن اسلامی یاد می کنه خودشو دبیرش میدونه یک طیف سنتی، قدرت طلب و وابسته به حکومته که به طور رای گیری بسته انتخاب می شه و به هیچ وجه پشتوانه ی دانشجویی نداره! انجمن اسلامی واقعی اون انجمنیه که با رای مستقیم دانشجویان داشکده های حقوق، زبان ها، ادبیات، فنی و هنرها انتخاب شدن و زیر فشار همین آقایون از فعالیت منع شدن! طیف دموکراسی خواه دانشگاه تهران تنها انجمن قانونی دانشگاه تهران است، و اعضای آن در صف مقدم درگیریهای کوی دانشگاه بودند
!
رييس پليس پايتخت با اعلام دستگيري هشت تن از دانشجونماها در جريان حوادث شب گذشته‌ كوي دانشگاه، اظهار كرد: تعداد 20
تا 30 تن از فرصت‌طلبان دانشجونما، در درگيري‌هاي شب گذشته حضور داشتند كه عامل اصلي اغتشاشات بودند
ISNA

آقای سردار طلایی! چرا این قدر واضح، چرا به این راحتی حقیقت محض رو کتمان می کنید؟
آیا اصلا غیر از این دانشجویان ساکن کوی، کس دیگری می تواند وارد کوی شود؟ مگر نه اینکه تمای درب های کوی به غیر از درب اصلی بسته بودند؟ مگر نه اینکه نزدیک به 100 مامور انتظامات کوی کارت دانشجویان رو کنترل می کردند؟ پس این دانشجو نماها از کجا آمدند؟ چرا به دروغ می گویید علیه مردم و مقدسات شعار می دادند؟ البته حرف شما درست است اگر جمهوری اسلامی و رهبری را مقدس بدانیم!! همه ی تظاهر کنندگان شب چهارشنبه از دانشجویان شهرستانی کوی دانشگاه بودند و تعداد آنها به 3000 نفر می رسید. در جریان تظاهرات، ابتدا نیروی انتظامی اقدام به پرتاب سنگ به داخل کوی دانشگاه کرد، سپس نیروهای گارد ویژه درگیر شدند، در ساعت 5:20 صبح که دانشجویان در حال متفرق شدن بودند، انصار حزب الله به طور مخفیانه از درب چمران کوی وارد کوی دانشگاه شدند و با فریاد یا فاطمه زهرا به دانشجویان که از پشت غافلگیر شده بودند حمله کردند و 8 تا 10 دانشجو را دستگیر کردند. در جریان درگیری بیش از 20 دانشجو مجروح شدند...
روز چهارشنبه از ظهر تا ساعت 5 تجمع دانشجویان در سراسر دانشگاه تهران ادامه داشت و اکثر درب های دانشگاه بسته بودند و به شدت کنترل می شد و دانشگاه به طور کامل در محاصره ی نیروهای پلیس بود.
خواسته های دانشجویان شامل موارد زیر می شد:
استعفای عمید زنجانی، آزادی فعالیت تشکلهای مستقل دانشجویی، آزاری دانشجویان زندانی کوی دانشگاه، ضمانت دانشگاه به حفظ امنیت دانشجویان، بازگشت اساتید اخراجی، پایان وضعیت شبه نظامی دانشگاه تهران، اخراج عناصر اطلاعات و سپاه از حراست دانشگاه...
در پایان تاسف خودم از سانسور وسیع اخبار دانشگاه تهران از سوی رسانه هایی که ادعای دموکراسی خواهی و شفاف سازی اخبار ایران دارند، ابراز می کنم، عملکرد ایسنا و شرق واقعا ناامید کننده بود

5.14.2006

شاخه های هرس نشده درخت توت حیاطمان در آفتاب مطبوع بعد از ظهر با وزش نسیم می رقصند. هیاهوی برگها سکوت دیوارهای بهت زده ی خانه را بر هم می زند. داستان این دیوارها سالهاست که به پایان رسیده است. من درمعماری رویاهای شیرینم این داستان را تا به امروز دنبال کرده ام. حالا دیگر صدای فریاد تک تک خاطرات از میان دانه دانه ی آجرها به گوشم می رسد. آیا تا به حال حس کرده اید که تمامی عمرتان در یک کابوس زندگی کرده اید؟
خورشید غروب می کند و در حیاط خانمان فقط سایه ها می مانند. و من هیچ انتظاری نمی کشم. آرامش ازلی و تعادل و ثبات فضایی که مرا در بر گرفته است، کاملا در تضاد با ذهن پر از آشوب درونم است. معانی، مفاهیم، کلمات و واژگان در این آشوب و ملغمه، هر لحظه زاده شده و می میرند. ذهن من مثل همیشه در حال پرتاب شدن به سمت آینده است! ساعتی پیش برایم بمانند اتفاقی تعریف شده در بازه زمانی سالها پیش است. احساسات با سرعت مافوق صوت در لایه های گذشته محومی شوند. چشمانم اکنون که ساعتی بعد از ساعتی قبل است، خشک خشک اند. نمایش به پایان رسیده است. مثل همیشه من تنها بازیگر پرده ی آخرم. سالن خالیست، به گمانم هیچکس نمی دانست بعد از پرده ی آخر پرده دیگری هم هست. با واژگانی اندوهگین که زیر بار معانی له شده اند، داستان را به پایان می برم. حالا جای کافی برای یک آغاز باز شده است
. چهارشنبه 20 اردیبهشت 85، مشهد بلوار وکیل آباد خ کاج پ 840

4.29.2006

توضیح

بعدا که تصمیم گرفتم این نوشته رو بزارم اینجا، گفتم با خودم که عکسم رو هم بزارم تا راحت تر بتونین قیافم رو تجسم کنین. تو عکس دارم ساکسیسفون گوش می کنم

sina

Kheily doos dashtam ke farsi type konam, ama nemishe khob! Balad nistam akhe! Dokme haye keyboardam ham az in neveshte ha nadare ke befahmam chi be chie. hasoodim mishe be in typista! Ke ye payan namaro ye rooze type mikonan! Hamahangie dasto maghzeshoon jalebe! Ama heirat avar nis!

Alan khodamo “skyview” mibinam! Injoori behtare chaghim maloom nis! Albate ye skyview zeshto bi ma’ni, bi hes, va be shedat khaste konande, ayeene otagham ham mese khodam shode, alaki khoshgel neshodan mide, shayadam man injori mibinam va oon hanuz sadeghe. Mamoolan vaghty adam ye chizi minvise ye mokhatabi dare, ya hade aghal ye kocholo fek mikone ke maslan chizi nanvise ke yeki bekhone badesh biad, khob vaghty adam mokhatabesh khodesh bashe bayad khodesho re’ayat kone! Chizi nanvise ke khodesh narahat she! Umm… dorogh bege bekhodesh, khodsho khar kone!

Va sina marde rooya ha! Kherse gharha! Dar yek otaghe 3X4 mione 7 ,8 milion adam, va te’dade ziadi apartemano, bozorgraho, mashino kheily chizaye dige, dar hale goosh kardan be saxifone, ye chiz hayee ro ba alefbaye English type mikone ke az nazare narf afzare WORD hamashoon dochare ghalate emlayee hastan va bayesti tashih beshan!
Az nazare adamaye atrafam, az nazare ketabayee ke mikhunam, va az nazare khodam, man meghdare ziadi ghalat az anvae mokhtalef hastam va bayad tashih besham.

Jalebe vaghty mikham baraye khodam chizi benvisam, ehsas mikonam asan khodamo nemishnasam, daem harfaye adamaye mokhtalef raje behem miad to zehnam! Ama mibinam ke hich kodom az in harfa male khodam nis. Hich kodom az fekram ham male khodam nis, ya az to ketabas, ya az to jomalate folan ostad sare folan class.
Man majmooe yee hastam az oon chizayee ke didam va shenidam. Yek albume selection ke esmam be onvane gerd avarande rooye jeldesh neveshte shode.

100 kilo vazn, 179.5 cm ghad, aaa be hame tahala dorogh goftam ke 180 cm am! Hata oon vaghty ke ba ghodrat va serahat migoftam ke az dorogh bizaram, yeki az 3 ta harfam doroghe mahz bood, va akhe ki bavaresh mishod ke sina mitune dorogh bege?! Khodamam bavaram nemishod, va chon bavaram nemishod, khob, bavar nemikardam.
Sina ye rastgo, sinaye pak, aaa PERFECT MAN!

Inke man adame khobiam ya adame badiam, aslan mohem nis, mohem iine ke … vaghean nemidunam mohem chie, tooye donyayee ke in rooza mibinam, fasele chiz haye por va kam ahamiat kheily kam shode. Ya behtar begam, hame chiz ye joorayee bi ahamiat shode, bish az had sade, bish az had mamooli, va man bish az had bi ehsas nesbat bemohit, hata in goli ke kenare panjereye trusemoone, az man be mohit bishtar vakonesh neshoon mide, hade aghal bargasho kajo rast mikone ta PHOTON haye bishtari ro be molkol haye kolorofile selol haye mojod dar barghash beresoone. Baroon miad, bad miad, barf miad, aftab mishe, abr mishe, rooz mishe, shab mishe, shanbe mishe, jome mishe, Ama otaghe man –doros mese zehnam- ba sokotesh be man mige ke dige hichi dar in jahan ke dar dastrese mane nemitune taghyeeri dar zarbahange tekrarie ghalbe man ijad kone. ro nemodaresh noghate R S Q bedune hich taghyeeri sal hast ke bala o payeen miran, va ghalbe man bedune hich angizeyee, hich falsafeyee, hich hadafi, mitape va mitape. Va hata ro in tapidan kontroli nadaram, shayad ye rooz az maghzam bekham ke dige fekr nakone va ghalbam dige natape, ama mosalaman oona be harfaye man tavajohi nakhand kard.

Hal, madas, vojod dare, va ayande khala’e, vojod nadare, va tebghe ghavanine fizik ke be esbat residan, made hamvare be samte khala’ keshide mishe! Inaro Boodriar talash karde to ketabe Amrika ash bege, man ehsase saboki mikonam, ehsase vojod nadashtan, ehsase khala’ bodan, ehsase ayande bodan, va chon man to ayandam, zendegy rooz mare baram kheily khaste konandas! Chon fek mikonam in rooz haye tekrari mese ye rahrooe ke bayad azash rad shi ta be otaghe badi beresi! Va otaghe badi va ba’di! Shayad age 4 5 sal pish emroozam ro mididam, migoftam! Ooh pesar to alan akhareshi dige! Dige mage zendgey behtar az iinam mishe? Tehran zendegy mikoni! Ovah ye computer Pentium 4! IPOD! (ehtemalan bayad be khodam tozih midadam ke ye joor walkmane tahavol yaftas!) mashinam ke zire pate, doos dokhtar! Daneshgah Tehran! Az sob ta shab ba adamaye migardi ke ye zamani ketabashoonam nemitunesti gir biari! Dige az in che behtar… alan daram fek mikonam sina e emrooz be sina e 4 5 sal dige chi mige!

Payan!